يحيى دولت آبادى
86
حيات يحيى ( فارسى )
فصل نهم مقدمات مجلس شورايملى و مرگ شاه آزاديخواهان در مرحله دوم تأسيس حكومت ملى باز مورد حمله ميشوند چه مستبدين ميخواهند در اين مرحله هم مبارزه نموده نگذارند نظامنامه انتخابات به صورتى نوشته شود كه اساس دولت تغيير نمايد بلكه مجلس شوراى دولتى تأسيس گردد و در اين كار بعضى از روحانيان به ظاهر طرفدار مشروطه را با خود همراه مينمايند آزاديخواهان بمحض گرفتن دستخط مشروطيت جمعى از اشخاص مطلع مانند صنيع الدوله و مخبر السلطنه و مشير الملك و محتشم السلطنه را واداشته بعضى از نظامنامهاى انتخابات ملل ديگر را ترجمه و جرح و تعديل كرده نظامنامه انتخاباتى ترتيب ميدهند و بيفاصله جمعى از رجال دولت و ملت را دعوت كرده آن نظامنامه را ميخوانند ولى اين كار به دو اشكال برميخورد يكى از طرف رؤساى روحانى و ديگر از جانب رجال مستبد دربارى كه وليعهد باطنا در رأس آنها واقع است و نميخواهد بگذارد سلطنتى را كه براى در آغوش گرفتنش روز بلكه ساعتشمارى مىكند محدود بگردد اين هردو دسته بنظامنامهئى كه از طرف آزاديخواهان بدست رجال مطلع نوشته شده اعتراض دارند و نقطهنظر هريك از آنها چيز ديگر است نقطهنظر روحانيان اين است كه از بابيهاى ناصر الدينشاهى يعنى منور الافكاران ملت يعنى تجددخواهان و بىاعتقادان بروحانى نمايان و بخرافات گرچه مسلمان حقيقى بوده باشند كسى داخل مجلس نشود زيرا دخول آنها را در مجلس براى رياست خود مضر ميدانند و از شرائطى كه براى منتخب و منتخب نمودهاند و بالاخره هم جزو نظامنامه مىشود و هم از مسئله طراز اول كه در جاى خود خواهيد خواند نكتهئى را كه ذكر شد تصديق خواهيد كرد و اما نقطهنظر رجال مستبد در مخالفت با نظامنامه حاضر شده دو چيز است يكى آنكه قواى مملكت فقط در تحت اراده پادشاه